و...

 

پروانه ها در پیله دنیا را نمی فهمند...

 تقویم ها روز مبادا را نمی فهمند...

 دریا برای مردم صحرا نشین دریاست...

 ساحل نشینان قدر دریا را نمی فهمند...

خدایا...........


 

خدایا

خیلیا دلمو شکستن...

امشب بیا با هم بریم سراغشون...

من نشون می دم، تو ببخش...

قضاوت

 

قبل از اینکه بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی

کفش های من را بپوش و در راه من قدم بزن...

از خیابانها،کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم...

اشکهایی را بریز که من ریختم...

دردها و خوشیهای من را تجربه کن...

سالهایی را بگذران که من گذراندم...

روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم دوباره برپاخیز...

ومجددا در همان راه سخت قدم بزن همانطور که من انجام دادم...

بعد،آن زمان میتوانی در مورد من قضاوت کنی...

 

باز ای باران ببار

 

باز ای باران ببار

بر تمام لحظه های بی بهار

بر تمام لحظه های خشک خشک

بر تمام لحظه های بی قرار


باز ای باران ببار

بر تمام شعر های دفترم

بر تمام واژه های انتظار

باز ای باران ببار

غصه های صبح فردا را بشوی

تشنگی ها خستگی ها را بشوی

باز ای باران ببار ...

باز ای باران ببــــــــــــار

باز ای باران ببــــــــــــــــــــــــــــــــــــار

 

شــاید فــقط با تــو

 

نمی دانــم

چــرا بیــن ایــن همــه ادم

پــیــله کــرده امــ

بــه تــو؟؟!!!

شــاید فــقط با تــو

پــروانــه می شـــوم

ســنـگـیــنــی گـفــتــه هــایــم

بــه سـنــگـیــنـی گــوش هــایـتــ دَر . . .!

 

 

هر روز بر روی دلم می نویسم

عاشقی تا اطلاع ثانوی ممنوع

یه رویای با تو بودن که می رسم

....

دیگر بار

دلم می لرزد

۰۰۰۰

تو چه می فهمی

حال و روز کسی را که

دیگر هیچ نگاهی

دلش را نمی لرزاند۰۰۰!


 

ای همه ی کسانی که پشت سر من حرف می زنید . . .

 
 
 
ای همه ی کسانی که پشت سر من حرف می زنید . . .

ممنونم که اينقدر درگیره منین . . .

مهــم نیــست پــشت ســرم چیــآ میــگینـآ . . .

مهم ایــنکه نمی تونـــین تو روم هَمـــونو بگین . . .

دلتنگی...

 

آدم را

باید گاهی بتراشند

تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود.

دلتنگی هایی که جایشان نه در دل

که در گلوی آدم است

دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنن

...